فهرست نوشته

در مورد ایده های خود نیاز به نقشه راه اجرایی دارید ؟

راهکارهای ما را امتحان کنید !

سازمان تصمیم می‌گیرد «سیستمی» شود؛ نرم‌افزار برنامه‌ریزی منابع، مدیریت ارتباط با مشتری یا اتوماسیون فرایند می‌خرد. شش ماه بعد، نرم‌افزار نیمه‌کاره رها شده و تیم به اکسل برگشته است. چرا؟

عامل اول: خودکارکردن بی‌نظمی

نرم‌افزار فرایند را اجرا می‌کند؛ طراحی‌اش نمی‌کند. اگر پیش از استقرار معلوم نباشد یک سفارش از کجا شروع می‌شود، چه کسی تأییدش می‌کند و کجا تمام می‌شود، نرم‌افزار همان ابهام را در قالبی گران‌تر بازتولید می‌کند.

عامل دوم: داده‌های ناپاک

کدهای کالای تکراری، مشتریانی که سه بار با سه نام ثبت شده‌اند و مانده‌حساب‌هایی که با واقعیت نمی‌خوانند. انتقال این داده‌ها به سامانهٔ جدید، اعتماد کاربران را در همان هفتهٔ اول از بین می‌برد.

عامل سوم: مدیریت تغییرِ فراموش‌شده

استقرار سیستم، پیش از آنکه پروژهٔ فناوری باشد، پروژهٔ تغییر رفتار است. اگر کاربران دلیل تغییر را نفهمند، آموزش نبینند و در طراحی مشارکت نداشته باشند، راهی برای دور زدن سیستم پیدا می‌کنند.

رویکرد جایگزین

  1. اول فرایند: فرایندهای اصلی را مستند و ساده کنید.
  2. بعد داده: داده‌های پایه را پاک‌سازی و استاندارد کنید.
  3. سپس ابزار: نرم‌افزار را متناسب با اندازه، بودجه و فرایند انتخاب کنید؛ نه برعکس.
  4. استقرار مرحله‌ای: با یک واحد آغاز کنید، بیاموزید و گسترش دهید.
  5. پایش پس از استقرار: شاخص‌های استفاده و کیفیت داده را دست‌کم سه ماه دنبال کنید.

ابزار را بعد از ساختار انتخاب می‌کنیم؛ نه پیش از آن.

پیشنگار در ساختارسازی و استقرار سیستم، از تشخیص و طراحی فرایند تا انتخاب، پیکربندی و پایش ابزار کنار سازمان می‌ماند.

ایده آل ترین مسیر تحقق پروژه ها

مطالب مرتبط